هوا خفه است. ياد بعد از ظهرهای دلگير کتاب خدای چيزهای کوچک ميفتم.کاش لااقل توی اين گرفتگی هوا نم کناره های رودخونه ای وجود داشت. اما اينجا فقط يه پنجره بزرگه. و من که نشستم و می نويسم. زن، قاتل.زن، مقتول. قتل، ناموسی.جرم،تجاوز....

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥