در سرزمين عجايب

 به ورزشگاه آرارات که رسيديم يه مينی بوس جلوی ماشين ما نگه داشت و يه دسته دختر نوجوون با پرچم های رنگ و وارنگ پياده شدن. ديروز بازی تيم ملی فوتبال زنان ايران با تيم فوتبال زنان برلين بود.
کيف هامون رو گشتن و واد محيط ورزشگاه شديم. ورود آقايون البته به جز مسئولان حراست ممنوع بود.
هنوز عده زيادی نيومده بودن. اعضای دو تيم داشتن تمرين می کردن. بچه های تيم برلين بلوز و شلوار های قرمز تنشون بود و روی مقنعه های سفيدی که به سر داشتن يکی يه کش بسته بودن که از سرشون نيفته. شده بودن مث مامان بزرگا وقتی مقنعه نماز سر می کنن. بچه های تيم خودمون هم مقنعه های سياه داشتن و بلوز و شلوار سفيد. بلوز هاشون يه وجب از آلمانی ها بلند تر بود.
لحظه به لحظه تعداد تماشاچی ها بيشتر می شد. هنوز بازی شروع نشده بود اما چند تا گروه شروع به شیپور زدن کرده بودن و تشويق می کردن.بيشترشون نوجوون بودن.
بازيکن ها از زمين خارج شدن تا به طور رسمی برای شروع بازی دوباره وارد شن. ما تقريبا کامل شده بوديم. نسرين و من و جلوه و فريده و مونا و زارا و بيتا. 
بازی با تذکر حفظ حجاب که از پشت بلندگو به تماشاگرها داده شد، شروع شد.
من فوتبال دوست نيستم و از اين جهت هيچ وقت مسابقات رو از تلويزيون دنبال نکردم . اين موضوع باعث شد اولهای بازی هی به ديگران نگاه کنم و ياد بگيرم که برای تشويق بايد چه کار کرد. موج مکزيکی ياد گرفتم و شعار همچين آبدار.
بچه هايی که پشتمون نشسته بودن چند تا دختر نوجوون بودن که بعد فهميدم از اعضای يه تيم فوتسال هستن. فاطی دختری بود که ميون اونها شیپور می زد.
وقتی سه باز می زد دوددورودودو بلند می شديم و دو تا دستمون رو مث از جلو نظام توی مدرسه، می اورديم جلو و می گفتيم ايران.
وقتی شعار پشت سری ها اين شد که داور به نفع گرفته ، عده ای از ما خواستن که فحش آبدار به داور بديم که اينقدر هم ديگران نگن محيط استاديوم ها برای زنان مناسب نيست و بفهمن که ما هم بلدیم ديگه، تعارف که با کسی نداريم. پس توپ،تانک،فشفشه ، داور ما ک...کشه رو به خاطر ضد زن بودن قسمت دوم تغيير داديم به توپ،تانک،فشفشه،داور ما ج...کشه. اما گروهی از ما اعتراض کردن که اين وسط که همه دارن می گن که ورود زنان به استاديوم ها موجب اخلاقی تر شدن استاديوم می شه شماها اگه اين شعار رو بدين اين مورد رو هم منتفی می کنين.پس اين شعار رو نداديم و به گفتن داور به نفع گرفته بسنده کرديم. اگرچه ما اعتقاد داشتيم اجبار به ندادن فحش تاکيد بر کليشه های جنسيتيه.
خبرنگار يه شبکه خارجی با دوربين و بند و بساطش اون وسط می گشت و با دخترهای جوون مصاحبه می کرد. فکر می کنی کی می بره؟ فکر می کنی چند چند می شه؟ فوتبال دوست داری؟ همه اين لحظات رگهای صورت دخترها زده بود بيرون و با التهاب از فوتبال و تيم ايران می گفتن.
دختر چاقی با اين سوت های مربی های ورزش به طور ريتميک سوت می زد و همه می گفتن ايران. سوت که می زد دستاش رو به دو طرف به صورت اشاره تکون می داد . خيلی صحنه قشنگی بود. همه دوربين ها اومدن دورش. چاق بود و سينه هاش تکون می خورد موقع سوت زدن. اين که دخترها توی موقعيت های آزاد ديگه خجالتی از هيکل و قيافه شون ندارن قشنگ بود. خيلی.
نيمه اول آلمان سه تا گل زد که يکی اش آفسايد بود و ايران هم يکی که اون هم آفسايد بود.
بين دو نيمه موزيک پخش شد. پشت بلندگو بهمون تذکر دادن که کسی نرقصه و تهديد کردن اگه اين موضوع رو رعايت نکنين ديگه مسابقه ای نمی ذاريم که بياييد تماشا کنين. بيتا عصبانی رو به دوربين گفت مردها هر کاری دلشون می خواد می کنن و هيچ کس هم هيچی بهشون نمی گه اما برای ما اين همه تهديد و بايد و نبايد. به هر حال موزيک رو قطع کردن.
به بچه های پشت سری ياد داده بوديم که وسط دو تا نيمه می گيم: سهم من، سهم زن ، نيمی از آزادی. و ورود به استاديوم حق مسلم ماست.
وقتی شروع کرديم به شعار دادن يه لحظه نگذشته بود که چند تا از مسئول های حراست دورمون رو گرفته بودن. يکی شون که قد بلند و چشم های روشنی هم داشت و نگران بود که خبرنگارای خارجی فيلم بگيرن هی می گفت درسته، حق مسلمتونه ، اما شما که حقتون رو گرفتين. الآن بايد شعار ملی بدين. ايران رو تشويق کنين. اينها رو بيشتر به دخترهای پشت سر می گفت ولی به ما جور بدی نگاه می کرد که يعنی زير سر شماست.
بلند شديم رفتيم دم بوفه ، چند تا از بچه هامون وايسادن سيگار بکشن. که يهو نيگا کرديم دو تا دختر جوون رفتن پايين و دم دستشويی ها دارن هول هولکی سيگار می کشن. رفتم بهشون گفتم بياين بالا. گفتن بهمون گير می دن. گفتم چنين چيزی وجود نداره که سيگار کشيدن دختر ممنوعه ، پس شما هم تو رو خدا خودتون قانون اضافه نکنين. باز هم ترسيدن و نيومدن بالا.
نيمه دوم شروع شد. تيم ايران هم مث تماشاگر هاش تازه انگار محيط دستش اومده بود و نفس گرفته بود. دو تا گل زد. فاطی همون دختری که شیپور می زد و عمرا من و نسرين نتونستيم حتی يه صدای کوچيک هم از توی شیپور در بياريم، می گفت بعد از هر گلی منتظره صحنه آهسته رو ببينه.
بعد از بازی، در که باز شد پر از مرد بود. من اين صحنه رو فقط پشت در حوزه های کنکور ديده بودم. يکسری عکاس و خبرنگار مرد بودن و عده ديگه هم دنبال دختراشون اومده بودن.
راه افتادين تا سر اتوبان. يه ماشين گرفتيم برای ونک. پول ازمون نخواست. فقط گفت بهش بگيم اينجا چه خبر بود. گفتيم بازی فوتبال ايران و آلمان. با تعجب پرسيد ايران و آلمان. يعنی اينکه چرا نمی دونسته. بعد که تعجبش رو ديدیم توضيح دادیم تيم زنان ايران با يه تيم زنان از آلمان. البته حق داشت که فوتبال رو برای مردا بدونه مگه اينکه قيد بشه فوتبال زنان.
از بازی پرسيد. اول از پوشش بازيکن ها و بعد، از خود بازی. حين اينکه بازی بچه ها رو توضيح می دادم حس کردم کم کم می شه به يه ادبيات مشترک رسيد اگه حصار بندی های حوزه های زنانه و مردانه برداشته بشه.
توی ميدون ونک از ماشين پياده شديم. بچه ها به سمتی رفتن و من هم به سمت خونه. بايد شب تا صبح بيدار می موندم برای نگارش و تنظيم مصاحبه ای که قبل انجام داده بودم.

 

سهم من، سهم زن؟؟؟! - گزارش جلوه در هستيا
حمله هاي رعد آساي!‌تيم ايران  - آسيه امينی
بازی جوانزنانه - فيروزه مظفری - شرق
بازی تاريخی - امير عليزاده
بانوان فوتباليست ايران در مقابل حريف آلمانی متوقف شدند، تيم ملی فوتبال ايران ۲ ـ برلين ۲ - گزارش ايسنا از بازی
گزارش تصويری از بازی ۱ - ايسنا
گزارش تصويری از بازی ۲ - ايسنا
گزارش تصويری از بازی ۳ - ايسنا
مربی تيم فوتبال زنان برلين آلمان : تيم ايران می توانست پيروز شود - ايرنا
ناظر فيفا: شروع خيلي خوبي براي تيم ملي فوتبال زنان ايران بود - ايرنا
چند نظر در خصوص بازي دوستانه تيم ملي فوتبال زنان ايران با برلين - ايرنا  

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥