سيلويا سيلويا

 

 

دارم خاطرات روزانه ی سيلويا پلات شاعر آمريکايی رو می خونم. چيزی مثل وبلاگ خوندن می مونه و برای من که هميشه شعرها و شخصيت او برام جذاب بوده اين قرائت نزديک تری از سيلويا که توسط خاطراتش ممکن شده، فوق العاده و دوست داشتنيه. جدا از اين، خاطرات سيلويا برای دنبال کردن رد زندگی زنی فرهنگی که در سده ی پيش در ايالات متحده می زيسته هم گرانبها محسوب می شه. سيلويا در خاطراتش آدم دور از ذهنی نيست. خاطراتش برای من که زن ايرانی هستم ملموسه. دايم با خودش درگيره. در کوچک ترين مسايل توهم و واقعيت رو به هم می بافه و می خواد ترکيب برآيند رو تجزيه و تحليل کنه که نمی تونه و کم مياره. از خلال خاطراتش ايده آل گرا و بسيار باهوش به نظر می رسه. نمی تونه با دختران همسن و سال خودش که بی درد هستن يکی بشه و گاه به اونها حسرت می خوره. اونقدر صميمی و صادقه که می فهمی اش و حسش می کنی انگار که خودتی. خودت که مشکلات بی شماری رو در ارتباط با مردها داری. می خوای ازشون در نوشتن پيشی بگيری. می خوای در عين حال عاشقت باشن و نمی دونی مردها به ندرت عاشق زنهايی می شن که از خودشون جلوترن. و يک در هزار هم که اين اتفاق بيفته اگر به ازدواج ختم شه مردی که تا ديروز عاشق شخصيت رشد کرده ات بوده حالا سعی در تخريب اون می کنه. سيلويا دايم نگران اينه که وقتش بگذره و چيزی ننويسه. نگرانه که از همه عقب بمونه. هی با خودش می گه همه يا ازدواج کردن يا در کارشون موفق هستن و تو هيچ کودوم از اينها نيستی. اون اما از يک زاويه ديد خارجی موفق محسوب می شه. اشعارش در بهترين تا بدترين نشريات چاپ می شه و براش پول بهش می دن. اما اون راضی نيست. هميشه کارها و نوشته های بيشتری برای انجام دادن و نوشتن باقيه. هميشه می تونه خودخوری کنه و به مرز بی تعادلی ای قدم بذاره که بيشتر از همه ناشی از نبوغشه . اما در نهايت فرقی نداره و اون رو به خودکشی و مرگ راهنمايی می کنه تا زندگی. اگرچه شايد بايد در مفاهيم مرگ و زندگی لااقل برای آدمی مثل سيلويا بازنگری کرد.
 من کتاب رو تا انتهای قسمت خودکشی اول و ناموفق سيلويا خوندم و هنوز تمومش نکردم. اما پيشنهاد می کنم اونهايی که دغدغه های سيلويا پلات اون روزگار و يا  زن ايرانی فرهنگی اين روزگار براشون جذابه اين کتاب رو بخونن.

سايت سيلويا پلات
+ سايت بررسی زندگی و آثار سيلويا

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٤