از روزهای زندگی

 فرشيده ـ دختر خاله ام ـ امشب عروس شد. مثل عروسک ها شده بود. يه بار بچگی از روی درخت افتاده بود . همه فکر کرده بودن من که ۳ سال از اون بزرگترم بايد مراقبش می بودم. اما حالا هيچ کس از هيچ کس انتظار نداره مراقب اون باشه. اون يعنی عروس به مهريه ی معلومه ی يک جلد کلام الله مجيد و ... .

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ دی ،۱۳۸٤