خود مهرورزی جنسيتی :))

یه بار خانم دکتر عليايی زند گفت که نارضايتی از جنسيت مشکل ( يه همچين چيزی ) روانی محسوب می شه. البته شايد در جامعه ای که محدوديت ها با اينکه روی همه اعضای اون هست، اما به وضوح روی نيمی از اون يعنی زنها بيشتره، اينجور قضاوت کردن مشکل باشه. خود من هم وقتی بچه بودم با اينکه همش تا دوره ی راهنمايی از خاله بازی لذت عجيب و غريبی می بردم اما دايم اين جمله رو می شنيدم که مريم عين پسرهاست. چون در کنار خاله بازی عاشق دنبال بازی و از درخت بالا رفتن و ... هم بودم و در مقابل دوستای دخترم چند تا دوست حسابی و پايه ی شيطنت هم در ميون پسرها داشتم. مسلما دختر بچه ای که هميشه توی گوشش گفته می شه دويدن و از ديوار راست بالا رفتن و شيطنت مخصوص پسرها و صاف راه رفتن و عروسک به بغل کنج ديوار چپيدن مال دخترهاست ؛ به طور طبيعی آرزو می کنه کاش اون هم پسر بود. اين يعنی نارضايتی از جنسيت يا اون چيزی که بايد مشکل روانی محسوب شه که فکر می کنم توی جوامعی مثل ما حتی توی بهتراش هم با درصدی اختلاف طبيعی و قابل فهمه. فقط موندم من که هميشه يه بار بزرگ دختر بودن روی دوشم بوده و دايم سعی برای در رفتن از زير اين سنگينی های جنسيتی رو داشتم چی باعث شده که عاشق زن بودن باشم. از نزديکی طبيعی ام به طبيعت لذت می برم. اگر اون نزديکی حتی درد زايمان باشه يا عادت ماهانه. و خوشحال هستم که در يک جامعه ی بيمار بسيار سلامت محسوب می شم البته بنا بر تعريف دکتر شهين عليايی زند گرامی.

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ،۱۳۸٤