با غزاله تا نا کجا!

 ديروز رفتم جلسه ی نقد آثار و زندگی غزاله عليزاده در انجمن جامعه شناسی ايران (دانشکده ی علوم اجتماعی تهران) . اين جلسه که بنا به اعلاميه اش در واقع می خواست به نقد و بررسی زندگی و آثار غزاله بپردازه با ذکر يه زندگی نامه ی ساده و بررسی بی بنيه ی آثار اون به کار خودش پايان داد. سخنران های جلسه دکتر نيره توکلی و دکتر حسينی و ليلا رهبر بودن. آخر جلسه که به پرسش و پاسخ گذشت ديگه بيشتر از همه ی ماجرا بد و غير حرفه ای بود. مثلا خانم دکتر اعزازی با اعلام اينکه به نظرش در کارهای غزاله ديد جنسيتی نيست کارهای اون رو فاقد نکته ی قابل توجه ای در حوزه ی زنان شمرد و سخنران ها هم که اون همه تاکيد داشتن روی زنونه بودن آثار غزاله، نتونستن دکتر اعزازی و بقيه  رو راضی کنن. البته من مطالعه ای روی آثار عليزاده ندارم اما جوابی به اون نقد دکتر اعزازی داشتم. آخه شهلا اعزازی يکی از شخصيت های قصه های غزاله رو مثال می زد که زنی بود که از شوهرش جدا شده بود و به خاطر گرفتن بچه اش خونه اش رو فروخت و استدلال می کرد اون که اينقدر شخصيت هاش در اين دوران که ما روی استقلال مالی و عاطفی زنان تاکيد داريم؛ وابسته هستن و حتی يکی شون هم از ملک خودش برای بچه اش می گذره چه نکته ی برجسته ای برای زنان داره؟ اما توی ذهن من اين بود که يه دورانی بوده در ادبيات که اگر به تصاوير کژ و معوژی از زنان در قالب عفريته ها و جادوگران و معشوق های ارضا کننده هوس مردان و زنان فربيکار بر نمی خورديم هيچ تصوير ديگه ای هم نمی ديديم. يعنی ادبيات يک سره سکوت کرده بود و از روی آثار ادبی نمی تونيم وضع زنان اون دوره ها رو در بياريم و بفهميم چطور آدم هايی بودن و چه می کردن و حتی ادبيات متداول کلامشان چه بوده و ... . پس فکر می کنم همين که يک کتابی در اين حد واقع گرا تصوير يک زن رو نشون می ده که آره در دوران ما مجبوره برای حق حضانت فرزندش يه چيزی دستی هم به شوهرش بده و ... مفيد و خوبه و لازم نيست از نويسنده ها انتظار قهرمان پروری درباره ی زنان داشته باشيم. چون لااقل داريم تصاوير زنان رو می بينيم و اين تصاويره که در طول زمان می مونه و نشون می ده که چه سيری رو زنان طی کردن تا به استقلال و استقامت برسن. ولی باز هم می گم من مطالعه ای روی کتاب های اين نويسنده ندارم و به طور کلی می گم که اين ايراد وارد نيست. البته جدا از ايرادهايی که به غزاله وارد هست.

 

پس از نگارش: آهان الان توی کتاب رويای نوشتن ـ ترجمه ی خانوم دقيقی عزيز ـ يه مصاحبه با سيمون دوبوآر خوندم که ديدم به به حرف من رو زده :
ـ مصاحبه کننده: شما هرگز شخصيت زن مستقل و واقعا آزادی خلق نکرده ايد که به طريقی مظهر نظريه ی جنس دوم باشد. چرا؟
ـ سيمون دوبوآر : من زنها را همانطور که هستند، به صورت انسانهای مجزا نشان داده ام نه به صورتی که بايد باشند.

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٤