دختر چادری، چادرت رو بردار؟!

 گاهی اوقات ديده بودم که خانم ها دارن چادری رو در ميارن از سرشون توی خيابون و می ذارن توی کيفشون و يا بر عکس دارن از کيفشون در ميارن و می ذارن سرشون. اما امروز به خدا معرکه بود . راحت ۱۰يا ۱۱ تا مورد ديدم. شايد هم بيشتر. نمی دونم چرا اينقدر امروز اين صحنه جلوی چشمم تکرار شد؟! اتفاقات جديدی افتاده؟ جاهای بيشتری چادر رو الزامی کردن؟ هان؟ اگه نه، پس امروز چه خبر بود که توی کوچه و پس کوچه و ميدون و بزرگراه مدام زنهای بی نوا داشتن تغيير پوشش اجباری می دادن؟
 هاها ياد مدرسه ( و مسجد ) مطهری يا اسم سابقش سپهسالار افتادم. که معماری اش  هميشه مثل بار اول منو هیپنوتيزم می کنه. به مقرنس کاری هاش ، کاشی کاری ها و ايوان هاش خيره می شم و می رم به جاهايی که نمی دونم کجاست. چند وقت پيش که رفتم آقايی که هميشه معرفی نامه می ده يه نگاهی به من کرد و گفت امروز نمی شه. برو فردا بيا . خيلی مرتب و خانم يه چادر هم سرت کن. درست بيا تا راهت بدم. در صورتی که تا قبلش چادر از دم در ورودی می گرفتم و می رفتم داخل! همين می شه ديگه که هی وسط خيابون در ميارن يا سر می کنن.
 يه دغدغه هم دارم سينما و موزه ها و مجموعه تئاتر و تالار وحدت و ... زير مجموعه ی کدام نهاد هستن؟ می ترسم پس فردا برم دم در موزه ی هنرهای معاصر بگن خانم اين بار رو ما بهت چادر می ديم، اما از دفعه ی بعد قشنگ مرتب، مث خانوم ها چادر سرت کن بيا. ديدن مثلا آثار پيکاسو در حالتی شبيه به آثارش. بد هم نيست ها!

پی نوشت : امروز به خاطر اولين برف بهترين هديه ی روی زمين رو بهم دادی. عاشقانه... 

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٤