نازی نيلی
 هيجان زده ميام از دستشويی بيرون. وسط برفها وايستادم و يخ زدم. پشت در دستشويی نوشته بود : با وسايل کاملا بهداشتي، ملافه ی تميز، خيابان ميرداماد، خ ...، ک... ، پلاک ... ، تلفن ...، نازی نيلی.
 ماتم برده و نمی تونيم به علت مشکلات فنی عکس بندازيم. مات نه از اين جهت که آمار غير رسمی تعداد روسپيان رو نشنيدم. مات نه از جهات اخلاقی و خدا و پيغمبر. مات فقط برای اينکه چقدر همه ی ما زنها در هر شغل و موقعيتی وسايل ارتباطی مون فيلتر شده. اونهايی که راجع به خونه های عفاف حرف می زدن و فرياد های وا اسلام و وا مسلمانی به هوا می رفت، کجان؟ وا اسلاما به چی؟ به مردهايی که خونه خالی و ماشين و همه نوع وسايل رفاه برای اونهاست تا حال بکنن و همه هم به پدر و برادر و شوهر خوب بودنشون افتخار کنن يا وا اسلاما به زنی که پشت در دستشويی بايد برای خودش تبليغ کنه؟ يا اگه خونه و تلفن و ... مث اين خانوم نازی نداشته باشه هم که ديگه افتضاحه و بايد گوشه خيابون بمونه تا مردهای باغيرت ما پول يه وعده غذا در برابر تنش بهش بدن! اين جهان عادلانه ای نيست. که اگه بود  نازی نيلی ها لااقل کمتر از اين وجود داشتن(منظورم اجرای احکام شرع و عرف نيست) و وجود هم که داشتن لااقل از امکانات تبليغ در محيط تجاری و موثر مثل هر شغل ديگه ای برخوردار بودن.

 

پی نوشت: من جداً نمی دونم. شايد حرفم احمقانه بوده. اما چيزی که هست اينکه يه مساله ی غير انسانی اينجا وجود داره. که من اگر هم خيلی احمق باشم ديگه اينقدر احمق نيستم که نتونم درک کنم که فاحشه ها هم آدمن.
جواب الفبا به اين مطلب : اينجا

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٤