از ميان اعضای بدن

 تا حالا شده فکر کنين کدوم عضو بدنِ آدم ها رو خيلی دوست دارين؟ من در موارد متعدد و مختلف به اين موضوع فکر کردم و با ديگران هم حرف زدم. يه دوستی می گفت لب. اين دوست می گه پيشونی. من اما می گم دست. برای من دست يه حالت مقدسی داره. احساس می کنم شخصيت آدم ها از توی دستاشون پيداست. از توی حالت انگشت هاشون. هيچ وقت حالت دست های آدمهايی رو که عاشقشون بودم فراموش نمی کنم. حالت دست های دوست های نزديکم. حالت دست های اون دوستم رو که مُرد. برای من دست يه جزء لاينفک عشقه. البته حالت دست های خودم رو هم خيلی دوست دارم. انگار همه ی اون ايده آل های من از زنی که باشم در آينده، از همين الآن توی دستام نمود داره. شايد خيلی ها بگن دست های من قشنگه. اما به نظر خودم دست هام برای خودشون شخصيت دارن. دوست دارم اين رو به اون هايی بگم که هی در پی الگو ارايه دادن به آدمهان. الگوی من دستامه. 

 

ضمنا: همون رفيقی که اعتقاد داره پيشونی آدم ها رو خيلی دوست داره، جديدا چيزهای خوب خوب می نويسه. تازگی داره به قوانين طلاق در کشورههای مختلف می پردازه . مطلب آخرش هم باحاله.

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤