فر خند  ه  آ قا يی 
  اين خانوم همون کسيه که کتاب از شيطان آموخت و سوزاند رو تازه روانه بازار نشر کرده. ديروز صبح وقتی به ميترا داور ( نويسنده ) گفتم که از مصاحبه پی در پی با نويسنده های مختلف دارم لذت می برم يه جور معنا داری نگاهم کرد. شايد پيش بينی کرده بود که قراره گذرم به چه کسی بيفته. بعد از ظهرش توی کافی شاپ رو بازی بودم و در حال مصاحبه با اين خانم فر خند ه آ قا يی . می تونم بگم تاسف تنها کلمه ی وصف کننده ی اين مصاحبه است. تمام طول حرفمون در سرمای هوايی که رو به غروب می رفت و من چيز کمی پوشيده بودم، برام بدل به کابوس شده. مسلما نمی تونم همه ی حرفهای ايشون رو توی مجله بنويسم بنابراين يه چند تا جمله ی قصارشون رو نقل می کنم تا ببينيم با چه کسايی در حوزه ی فرهنگ طرفيم.
موضوع مصاحبه ام درباره ی مشکلات نويسنده های زن بود. يعنی مشکلاتی که يه زن نويسنده داره اما يه مرد نويسنده نداره. مشکلات جنسيتی ای منظورمه که کار نوشتن يه زن رو می تونه تهديد کنه. اين خانوم نويسنده ی کشور فرمودن: چه مشکلی؟ زنهای ايرانی مشکل نداشته باشن که جنده می شن ، نه نويسنده. اگه يه زن نويسنده ای هر شب پهلو يکی می خوابه و دايم نق می زنه که وقت نداره مشکل خودشه. وقتی می ره کونش رو .... وقت داره، اما برای نوشتن وقت کم داره؟ مساله کون گشاديه ، نه اينکه زن ها مشکلی داشته باشن...
البته شنيده بودم در برخی حوالی روشنفکری رکيک حرف زدن درجه ی آدم رو ارتقا می ده اما ديگه فکر نمی کردم اين رکيک حرف زدن از شکل کلام به محتوای اون هم نفوذ کنه.
بقيه رو، توی مجله می نويسم.

 

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٤