...

آزادی من آزادی ديگران خواهد بود
و اسارتم، خيزابی که سدها را در هم می شکند

برای دوستانم نمک به همراه خواهم آورد
تا آب شان در دريا سفر کند

هديه خواهم بود از ميل به زيستن
و قطار واژه ها روی ريل فرداها

ديوانه وار قربانی، ديوانه وار
آب چشمه سار من ميان دستان شما جاری

کلماتی شبانه بر پلک هايی معصوم
گل هايی هماره خودرو

و ضيافت هايی بر ميزی طويل
که در آن خوراک ميهمانان خواهم بود

بودن، گسستن همه زنجيرها خواهد بود
تا آن ها را چون خنده ها با خود حمل کنم

آزادی من بر کرانه های شما گسترده خواهد شد
و من بيماری مسری خوش يمن خواهم بود

تمام ستمگران به دست خود سرنگون خواهند شد
همچون برف و ما خورشيد خواهيم بود

قربانی ای را پذيرا خواهم بود که تقديم می کنم
جام کوچکی که پرندگان از آن می نوشند

و ما دو به دو زير نور ماه خواهيم رفت
تا روشنايی سپيده دمان را برتر شماريم

ـ روبر ساباتيه ، شاعر تغزلی و رومانتيک معاصر فرانسه ـ

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥