حوصله جواب دادن به اين چرت و پرت ها رو ندارم. اما چون خودم بدم نيومد وقتی خوندم که اين استشهادی های جوون به فمينيزم هم فکر می کنن قسمتی از متنش رو با عنوان << و اما فمينيست های ايرانی>> می ذارم اينجا. به اين دوست عزيز هم پيشنهاد می کنم برای اينکه بفهمه چرا به نوشته اش می گم چرت و پرت همين يه صفحه تاريخچه مرکز فرهنگی زنان رو بخونه تا توی اون چيزکی راجع به فمينيزم و فلسطين و زنان کارگر دستش بياد. 
 

و امّا ... فمنيست هاي ايراني
 
دخترکان جيغ جيغوي فمنيست يک سري ژيگول بالا شهري هستند که اوج فکرشان حق طلاقشان است که اگر يک وقت در تخت خواب با همسر تيتيششان حال نکردند فردايش از حق طلاق استفاده کنند يا حق سقط جنين که از نظر اسلام حکم قتل را دارد را بگيرند تا بي بند و باريشان راحتتر باشد! و ... و با اين احوال توقع دارند که زن فقير سيستاني ازشان حمايت کنند در حالي که عمرا هيچ وقت حاضر نمي شوند براي تدريس و سواد آموري به بشاگرد بروند، اين جماعتي که سنگين تر از قاشق چاي خوريشان بلند نکرده اند و جلوتر از نوک دماغشان را نمي بينند و اوج خواسته هايشان در همان لذت جويي هايشان خلاصه مي شود و آدم هايي که دغدغه ي حکم شرعي لباس الوان انقدر مشغولشان کرده است که هيچ وقت دغدغه ي کشته شدن کودکان و زنان فلسطيني را ندارند! هيچ وقت فکر نمي کنند با کشته شدن آن جوان لبناني چه بلايي سر همسر جوانش خواهد آمد! اين ها جز يک سري بازيچه ي سياسي براي ايجاد بي بند و باري نيستند! وگرنه مشکل زن ايراني آيا واقعا نوع پوشش است يا اين فقط مشکل اين دختران مرفه بي درد يا دختران مست شده(از تفکرات پوچ تا بسپمسائلي که گفتم فکر نکنند) است؟!
آيا سعي کرده اند فقط براي يک بار به عشيره اي در خوزستان سربزنند يا به يک ايل لر بروند؟! اين ها چقدر زلزله ي لرستان برايشان دغدغه بود؟! امثال اين ها ترس جنگ نه ترس کودکان ايراني بلکه بلايي است که بر سر کارخانه ي پاپاجانشان مي آيد. آيا تا بحال در وسط جگ در يک بيمارستان صحرايي بسر برده اند؟! آيا انقدر که خودشان را براي انجام قتل -سقط جنين- مشغول مي کنند براي جنگ عراق و کشته شدن کادکان در آن اهميت قائل بوده اند؟!
اينها تنها يک سري بازيچه ي سياستمداران استکبار هستند! يک سري مست ...
اينها چه مي فهمند از انگيزه ي عرفاني و عاشقانه ي من و تو از شهادت؟! ...

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٥