سبک، فمينيزم

 يه چند خطی از کتاب زنان و رمان اثر رزاليد مايلز که راجع به نويسندگان زن قرن ۱۹ انگليسه من رو ياد تريبون فمينيستی ايران انداخت. در صفحه ۱۱۰ اين کتاب که از انتشارات روشنگرانه، اومده که :<< هيچ زن نويسنده ای در هر سطح از نام و نشان از حق رای زنان پشتيبانی نکرد.>> و بعدش ادامه می ده که :<< اما جالب است بدانيم چه شمار بزرگی از زنان خواهان حق رای در جريان مبارزه به مهارت هايی در عرصه نگارش دست يافتند که پيش از آن تصور ناپذير می نمود.>> نويسنده در ادامه توضيح می ده که سيلويا پنک هورست زنان خواهان حق رای(۱۹۱۲) و جنبش زنان خواهان حق رای(۱۹۳۱) را نوشت و اسامی ديگه ای رو هم اضافه می کنه از زنان فعالی که در حوزه زنان در مرحله پيگيری حق رای زنان دست به نگارش زدند.
 در صفحات بعدی کتاب، نويسنده شرايط زن نويسنده قرن ۱۹ رو شرح می ده که او همينقدر که کتابش می تونسته چاب بشه خودش رو آنقدر مديون مردها می دونسته که وفاداری اش به جنس مخالف طبيعی به نظر می رسيده. 
  اما نکته چشمگير و جالب دقيقا همون جاييه که رزاليد مايلز از زنانی می گه که در جريان مبارزه برای حق رای به حيطه نگارش وارد شدند. اين تجربه ايه که من و خيلی از دوستانم در تريبون فمينيستی و هم اکنون در زنستان شاهد اون بوده و هستيم. زنان عمل گرايی که در اين سايت ها تجربه ها و خواسته ها و دغدغه هاشون رو به کلمه تبديل کردند. هنوز هم اين جمله معروف پروين اردلان که همه مون از اون ياد گرفتيم که هر کسی تا حرفی می زنه بهش می گيم بنويس از ستون های اصلی بنای نگارش زنانه ماست.

  
نویسنده : مريم ميرزا ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥