جنگ با چه کسی؟

بارها شده بود که فکر می کردم اگر من مسئولی رده بالا بودم در فلان مورد مثلا چه کار می کردم. امروز بالاخره به يه نتيجه رسيدم و اين اونکه درباره جنگ عليه مردان که به کل فمينيست ها يا حتی اونهايی که توی حرفشون ضمنی و غير ضمنی کلمه ای باشه که ازش بوی مشکوک فمينيزم به مشام برسه می چسبونن، کاری می کردم. من آماری رو که معمولا اگر هم به ندرت منتشر بشه گويا هيچ کس وقت خوندنش رو نداره منتشر می کردم. منتشر نه روی اينترنت و حتی رسانه های کتبی. بلکه منتشر در راديو و تلويزيون کشور. بارها. مث اعلام اينکه امسال چه ساليه. مث اعلام اينکه مردم ما به جوامع بين المللی چه پيامی دارن و ... حتما چند بار در روز پخشش می کردم. آمار تجاوز به زنها، آمار خشونت خانگی عليه زنها و ... بعد می پرسيدم جنگ چه کسی با چه کسی؟ واقعا دوست دارم بدونم اين دوستان ما که می گن می خوايم ببينيم آخر جنگ زن با مرد به کجا می رسه؟ و ما رو احتمالا با وبلاگها و سايتهامون، آدم های جنگ طلبی قلمداد می کنن چه نتيجه ای می گيرن؟ آيا واقعا قتل های ناموسی کار زنهاست؟ آيا فاعل اين نبرد تن به تن غيرت و ناموس، زنه؟ آيا زنه که بارها تيتر صفحات حوادث می شه در رابطه با تجاوز کردن؟ آيا زنه که دختر بچه ۷ ساله رو به جرم نامعلومی سر می بره ؟ آيا زنه که می تونه شريک های جنسی متفاوتی به طور قانونی داشته باشه؟ جنگ چه کسی با چه کسی دوستای عزيز؟ ما در طول سالهايی که حافظه تاريخمون ياری مون می کنه چيزی جز حرم سرا به خودمون نديديم. چيزی جز روبنده و سرکوب. تو رو خدا تاريخ شاهنشاهی پيش از اسلام رو به رخمون نکشيد که مسلما ما نمی تونيم افتخار کنيم به صدارتی که فقط در غياب مردان ممکن بود. اونهم فقط در بين زنان درباری. جنگ چه کسی با چه کسی؟ اين مرد بوده که اولين روزنامه اش با سنگسار دفترش استقبال می شه يا زن؟ اين مرد بوده که سالها تحت عناوين خيالی بدون فاش کردن نام خودش به ادبيات کتبی روی اورده بوده يا زن؟ اين مرد بوده که مجبور بوده ادبيات خودش رو توی لالايی ها و قصه ها و متل ها سينه به سينه زنده نگه داره يا زن؟ جنگ چه کسی با چه کسی ؟
و چرا جنگ؟ چرا بايد هی با اين کلمه ای که ازش متنفرم روبرو شم؟ چرا بايد مفهومی که رنجم می ده با اين کلمه برام زنده بشه؟ 
اما ما جنگ داريم. راست می گين! ولی با شما مردها نه،بلکه با اون سيستمی که به شما اجازه ظلم، اجازه تنفر از ما رو می ده جنگ داريم. با اون سيستمی که ما رو درجه دو و نادون فرض می کنه جنگ داريم. اگر من يه سياه پوست بودم چه دليلی محکم تر از اين بود برای جنگ عليه تبعيض نژادی؟ و الآن چه دليلی محکم تر از اين برای جنگ با تبعيض جنسيتی که من زن هستم.
فقط جنگ ما جنگ توپ و تفنگ به سبک جنگ های شما نيست. جنگ ما جنگ های احساساتی گل گلايل از ما و از شما تبريک و تحسين هم نيست. جنگ ما جنگ کلمات ما و کلمات شماست. جنگی که توش کلمه های حين زايمان و شير دادن ما، بوی خون و شير تازه می دن و کلمات شما بوی باروت و سرب...

 

* يه دوستی برام پيغام گذاشته که چرا خودت به اين ادبيات مردانه نتاختی و تو هم از کلمه جنگ استفاده کردی. حرفش ستودنيه. شايد بايد در دو پاراگراف آخر به جای جنگ مبارزه می ذاشتم. مبارزه با حتی همين ادبيات ضد بشری...

/ 0 نظر / 5 بازدید